بلاگ

کنترل احساسات در مقابل رفتار دیگران/پویا وکیلی

 

تصور کنید فردی در جمعی حضور دارد و چند تابلوی احساسات در دست دارد؛ تابلوهایی که هر کدام نمایانگر یک حالت عاطفی متفاوت‌اند: تابلوی خنده، تابلوی غم، تابلوی عصبانیت و خشم، یا حتی ناراحتی. هر زمان این فرد یکی از تابلوها را بالا می‌برد، همه حاضرین در جمع همان احساس را بروز می‌دهند؛ اگر تابلو خنده باشد، همه می‌خندند، اگر تابلو غم باشد، همه غمگین می‌شوند و اگر تابلو عصبانیت باشد، جمع خشمگین و ناراحت می‌شوند.

 

این داستان ساده در ظاهر، نمادی است از تأثیرپذیری ما از احساسات و رفتارهای دیگران. در زندگی روزمره، دیگر خبری از تابلو و شکلک‌های عینی نیست، اما رفتار و گفتار افراد به‌نوعی همان نقش تابلو را ایفا می‌کند؛ رفتاری که یکی نشان می‌دهد، دیگران ناخودآگاه نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند و این واکنش‌ها غالباً به شکل زنجیره‌ای تکرار می‌شوند.

 

واکنش‌های احساسی در برابر رفتارهای متضاد با باورها و ارزش‌ها

 

اما آیا همیشه لازم است که رفتار یا گفتار دیگران احساسات ما را برانگیزد؟

مثلاً اگر فردی برخلاف باورها و ارزش‌های عمیق ما حرفی بزند، یا حتی به ما توهین کند، یا دروغی بگوید، آیا باید اجازه دهیم این رفتار احساسات ما را تحت کنترل بگیرد؟ آیا لازم است که ما هم خشمگین، ناراحت یا دلسرد شویم؟

 

پاسخ هوشمندانه به این پرسش، نه است. اینجاست که مفهوم «آگاهی» بیش از پیش اهمیت پیدا می‌کند.

 

آگاهی و قدرت جدا شدن از واکنش‌های خودکار

 

آگاهی یعنی اینکه بتوانیم بین خودِ واقعی‌مان و واکنش‌های خودکار ناشی از تأثیرات بیرونی تمایز قائل شویم. وقتی آگاه باشیم، می‌دانیم که احساسات ما نباید برده‌ی رفتاری باشد که دیگران نشان می‌دهند، حتی اگر آن رفتار برخلاف باورها و ارزش‌های ما باشد.

 

این آگاهی به ما امکان می‌دهد:

 

احساسات خود را مدیریت کنیم بدون اینکه اجازه دهیم رفتارهای دیگران روی ما تسلط یابند.

 

در برابر توهین، دروغ یا رفتارهای ناسازگار، واکنش‌های احساسی و هیجانی کنترل‌شده و آگاهانه داشته باشیم.

 

به جای غرق شدن در احساسات منفی، فرصت فکر کردن و انتخاب پاسخ مناسب را برای خودمان ایجاد کنیم.

 

 

باورها، ارزش‌ها و انتخاب واکنش‌ها

 

باورها و ارزش‌ها، نقشه‌ی درونی و راهنمای زندگی هر فرد هستند، اما واکنش‌های احساسی به رفتار دیگران الزاماً باید مطابق با این باورها باشند یا خیر؟

 

اگر به درستی آگاه باشیم، متوجه می‌شویم که:

 

ما مالک احساسات خود هستیم، نه دیگران. دیگران نمی‌توانند ما را مجبور کنند که احساسات خاصی داشته باشیم، مگر اینکه ما بخواهیم.

 

پاسخ‌های احساسی ما باید آگاهانه و بر اساس درک و تحلیل باشد، نه بر اساس عادت یا واکنش سریع.

 

در بسیاری از مواقع، واکنش نشان دادن به رفتارهای منفی دیگران، در واقع واکنشی به احساسات خودمان است که از درونِ خودمان نشأت گرفته، نه مستقیم از رفتار دیگران.

 

 

آزادی حقیقی در آگاهی

 

آگاهی به معنای آزادی واقعی است؛ آزادی از اسارت واکنش‌های خودکار و بردگی هیجانات. یعنی بتوانیم حتی وقتی در مقابل رفتارهای ناسازگار یا نادرست قرار می‌گیریم، آرامش و تمرکز خود را حفظ کنیم و انتخاب کنیم که چگونه واکنش نشان دهیم.

 

این‌گونه است که می‌توانیم با هر تابلو و شکلکی که دیگران بالا می‌برند، بدون اینکه تحت تأثیر مستقیم آن‌ها قرار بگیریم، زندگی کنیم.

 

 

 

نتیجه‌گیری

 

زندگی اجتماعی ما سرشار است از تابلوهای نامرئی احساسات و رفتارهایی که دیگران بالا می‌برند و ما را به واکنش وامی‌دارند. اما آگاهی به ما این امکان را می‌دهد که خود را از بند این تابلوها رها کنیم و به جای برده شدن به احساسات و واکنش‌های دیگران، تصمیم‌گیرنده‌ی آگاه و مالک واقعی احساسات خود باشیم. این آگاهی و آزادی، گمشده‌ای است که هر انسانی می‌تواند با تمرین و شناخت درون خود به آن دست پیدا کند.

پویا وکیلی مدرس توسعه فردی و موفقیت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده − چهارده =